هزارتوُ

دریچه ایست بر هزار توی ذهنم

هزارتوُ

دریچه ایست بر هزار توی ذهنم

امام خمینی(س)، مطبوعات و آزادی قلم

سابقه حضور مطبوعات و روزنامه های امروزین در ایران به چیزی در حدود یکصد و هفتاد و شش سال پیش باز می گردد. زمانی که میرزا صالح شیرازی اولین روزنامه ایران به نام (کاغذ اخبار) را در محرم 1253ه.ق برابر با اردیبهشت سال 1216 ه.ش منتشر کرد. پس از آن روزنامه ای در ارومیه و سپس هفته نامه وقایع اتفاقیه زیر نظر میرزا تقی خان امیر کبیر در تهران منتشر شدند و بدینسان صنعت مطبوعات در ایران رو به فزونی و گسترش نهاد، تا جائی که در ایران معاصر ما روزنامه ها، هفته نامه ها، فصلنامه ها و سالنامه های منتشر شده در زمینه های مختلف و با پوشش مخاطبان متفاوت از مخاطبان عام تا متخصصان علوم و فنون گوناگون، از شمار پر تعدادی برخوردار است.

اهمیت و اثرگذاری مطبوعات در جهان معاصر آنقدر بدیهی است که هر نوع توضیحی در این زمینه تکرار مکررات و توضیح واضحات خواهد بود. نقش پر اهمیت مطبوعات در روزگار ما تنها منحصر به نشر خبرهای روزانه نیست بلکه انتقال اطلاعات در سطوح مختلف و گسترش و تنوع آگاهی هایی که از این طریق به جامعه ارائه می شود و اثرگذاری عمیق مطبوعات – به عنوان بزرگترین ابزار نظارت بر جوامع و حکومتها – بر روند تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جهان معاصر از دیگر مؤلفه هایی است که بر اهمیت مطبوعات در زندگی ما می افزاید. اگر بگوئیم که مطبوعات در روزگار ما به مثابه دانشگاهی بزرگ است  که همه افراد جامعه را (مستقیم یا غیر مستقیم) در خویش می پرورد و به زندگی آنان سمت و سوی می دهد سخن گزاف نگفته ایم.

در جهان معاصر ما هیچ اندیشمند بزرگ و رهبر اجتماعی سترگی را نخواهید یافت که دل در گرو صلاح و سعادت انسان بسته باشد و از نقش و تأثیر مطبوعات در هدفی که پیش روی دارد غفلت ورزیده باشد، آنچه هست تفاوت نگاه و مبانی آنان در تعریفی است که از انسان و سعادت او ارائه می کنند؛ تعریفی که تبیین کننده بستر اندیشه نظری آنان و شکل دهنده سمت و سوی عملی ایشان خواهد بود.

امام خمینی(س) نه تنها به عنوان رهبری خبیر و بصیر که به عنوان یک عارف و اسلام شناس ژرف اندیش که می کوشد تا قواعد و اصول  اسلامی را در عرصه اجتماع و متناسب با عناصر محوری زمان و مکان بازشناسی و اجرا کند، به مطبوعات توجهی ویژه مبذول داشته و با واقع نگری و جامع اندیشی، صلاح و فساد قلم را باز شناخته و مطبوعات را به مثابه ابزاری معرفی می کند که با حرکت در بستری از اندیشه توحیدی می توانند سبب وحدت و امنیت شده و بلکه مربی جامعه و هدایتگر آن به سوی سلامت و سعادت باشد و در عین حال می توانند با فاصله گرفتن از تعالیم توحیدی و اخلاق اسلامی و انسانی، قلم را به لوث شهوات و مطامع پست آلوده کنند یا بر درگاه صاحبان زر و زور و تزویر به مزدوری نشینند و رسالت خویش را در قربانگاه تهدید و تطمیع صاحبان قدرت و ثروت ذبح کنند و بدینسان جامعه بشر را به ورطه تباب و تباهی کشانند.

این نوشته بر آن است تا نگاهی مختصر به بایسته ها و نا بایسته های مطبوعات در نگاه آن رهبر یگانه داشته باشد.

ادامه مطلب ...